دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 3 اسفند ماه سال 1386

انیمیشن پرسپولیس که نامزد دریافت جایزه اسکار شده و البته جایزه ی هیات داوران جشنواره ی کن رو برده نگاهی واقعی به داستان های طبقه ی متوسط شهری ایران دارد در جریان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی . ماجرای جنگ قدرت در سال های اول انقلاب ، دستگیری ها و اعدام های ضد انقلاب ، محدودیت های فردی و اجتماعی ( از پوشش اسلامی برای شهروندان غیرمعتقد بگیر تا ایست بازرسی و الکل و مهمانی های با ترس و لرز ) ، فیلم نگاهی تیره دارد به ایدئولوژی سیطره افکن بر تمام جنبه های زنده گی ، و نگاهی منفی به ریا کاری، دروغ و ظاهر سازی ساری در جامعه ی ایران در تمام سال های گذشته . مسائلی که برای بسیاری از افراد این طبقه ی خاص از جامعه ی ایران که مرجانه ساتراپی متعلق به آن است کاملن ملموس است و نکته در این است که در کمتر کتاب یا اثری هنری که درباره ی این سال ها نگاشته شده است چنین نگاه فردمحوری نسبت به مسائل وجود داشته است ( اگر از بعضی از آثار اسماعیل فصیح در دهه ی 60 بگذریم) . اما نقطه ضعف ( اگر بشود نامش را نقطه ضعف گذاشت ) عمده ی داستان آنجایی ست که نویسنده آن طور که در داستان هم آمده، می خواهد برای حفظ تاریخ خانواده گی با عینک گفتمان چپ داستان های تاریخی را بازگو نماید . نگاه تئوری توطئه ای در مورد ظهور رضاشاه، نگاه همدلانه با جریان تحت الحمایه ی شوروی در خودمختاری آذربایجان ، قهرمان ساختن از تنها فعالان چپ که گویی تنها بار مبارزه و شکنجه و زندان رفتن به دوش آن ها بوده است کمی از بیطرفی و دوست داشتنی بودن داستان می کاهد .

با تمام این اوصاف پرسپولیس را دوست داشتم و نقطه ضعف فوق الذکر را هم به پای شخصی بودن داستان می گذارم که اتفاقن همین مورد اخیر( شخصی بودن ) داستان را خالص و بی پیرایه کرده است .