همیشه می گن سال که نو می شه باید ببینی که چه کارهایی رو در سال قبل کردی و چه کارهایی رو در سال بعد خواهی کرد ... اگر ضرب المثل قدیمی درست باشه که سال تحویل در هر حالی که باشی در لحظه ای که داری حالی به حالی می شی تا آخر سال در بر همان پاشنه خواهد چرخید باید بگم که در سال آینده به طور عمده در ارتفاع سی هزار پایی رویت خواهم شد ، ناامید از ری جکت شدن از سفارتی و امیدوار به اپلای کردن در سفارت الاخری ...
روزهای اول سال به توضیح اقدامات من در زمینه ی آینده ی تحصیلی و کشوری و کاری به اعضای فامیل از ۶ کلاس سواد بگیر تا پزشک متخصص گذشت ... همچنین با دوره کردن سایت های اینترنتی فهمیدیم که در دوران غیبت صغرای ما از میهن در انتخابات مجلس فاجعه ای هم رخ نداد و البته معجزه ای نیز هم ... این ثابت می کند که بود و نبود ما حداقل در عرصه ی سیاست در این مملکت تاثیری ندارد .... البته این خیلی هم نشانه ی منفی یی نیست ... مگر خاتمی که مدت ها قهرمان این ملت بود شرایطی جز این داشت؟
از دیگر مواردی که در روزهای اول سال پشت سر گذاشتیم بازی تیم ملی فوتبال ایران با مربی گری علی دایی بود ... که با کت و شلوار شیک و البته تسبیح بر روی نیمکت نشسته بود ... دایی همون سیستم برانکو رو پیاده کرده بود با این تفاوت که گزینش بازیکنانش برای پست های متلف نشان دهنده ی آی کیوی بالاتر او از برانکوی دوست داشتنی اما خنگ بود . البته توضیحی هم در مورد ترکیب تیم ملی دارم و توصیه ای هم به علی دایی که به زودی ارائه می کنم و اگر نتیجه بخش نبود می فهمم بود و نبود من در عرصه ی ورزش هم در این مملکت فرقی نمی کند .
از دیگر نکات امسال نام گذاری سال ۸۷ به نام شکوفایی است ... یاد جوکی افتادم که ترکه با یک زن ۱۳۰ کیلویی قرار گذاشته بوده برای اولین بار ... می پرسه اسم شما چی یه ؟ ... دختره می گه غنچه ... ترکه فرار می کنه می گه تو که الان غنچه ای اینی ... اگه شکوفا بشی چی می شی ....
والسلام علی من اتبع الهدا




