پیشرفت علم ، بویژه علم روانشناسی و زیست شناسی با نگاهی تکاملی به این علوم می تواند تاثیر بسزایی در تعریف ما نسبت به انسان داشته باشد .
شهرنشینی ، تشکیل دولت-ملت ها، پیشرفت صنعت و نقش افراد انسانی در خدمت کردن به سیستم واحد بر تعریفی که از انسان داریم بعنوان نیروی کار تاثیرگذار است .
انسان مدرن دارای مسوولیت است و همچنین واجد حقوقی است که با تعریف زندگی مدرن متناسب باشد.
انسان ها آزادند تا وقتی که سلامت و اختیار انسان های دیگر را مخدوش نکنند.
وقتی حقوق انسان را به رسمیت نشناسیم ، وقتی مسوولیت ها و به تبع آن ممنوعیت ها بیش از حد متعارف و قابل قبول باشد، وقتی کمپلکس های انسان ها را نادیده بگیریم و اختیاری فراتر از لیاقت در اختیار افراد قرار دهیم، وقتی آزادی و جرم را سلیقه ای تفسیر و تبیین کنیم ، فاجعه ای نظیر فاجعه ی همدان در عید فطر سال 86 رخ می دهد .
پزشک 27 ساله ، ورودی سال 77 دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران که برای گذراندن دوران طرح خود در همدان زنده گی می کرد به جرم صحبت با یک نفر از جنس مخالف در پارکی در شهر همدان بازداشت می شود و بیش از یک روز در بازداشت می ماند و متاسفانه خودکشی می کند .
نمی خواهم این روزها که بحث امنیت اجتماعی دوباره ورد زبان ها شده و با عنوان بازهم تفسیر پذیر «جرم مشهود» می خواهند حوزه ی اخلاق را امن کنند این ماجرا را پیراهن عثمان کنم . نمی خواهم مرثیه ای را که زمانی ایرج میرزا سرود که : بر سر در کاروانسرایی ، تصویر زنی به گل کشیدند ...... درهای بهشت بسته می شد ، مردم همه می جهنمیدند .... باز تکرار کنم . ولی این چه اخلاقی است که با اختلاط دو جنس به خطر می افتد . این چه عفتی است که به این راحتی لکه دار می شود .
سوال : اگر کسی روان سالم داشته باشد ، عقده های فروخورده ی جنسی را شناخته باشد و به نحوی علمی با آن برخورد کرده باشد ، خشم را بشناسد، سائقه ی عشق را در درونش یافته باشد با کسی که نقطه ی مقابل این ها باشد در مقابل آنچه جرم مشهود خوانده می شود یکسان برخورد می کند؟
آیا تمامی کسانی که مجوز برخورد با مظاهر فساد دارند تحت روانکاوی قرار دارند و فرماندهان از سلامت روانی شان مطمئنند؟
وارد شدن در حیطه ی مسائل اخلاقی یا نیازمند تقوای بالاست(نه از نوع ریاکارانه) یا محتاج سلامت روان ....همین . |