آذین که زنگ می زد و از خبرهای جنگ احتمالی علیه ایران می گفت و این که آدم وقتی بیرونه خطرات رو جدی تر و پررنگ تر تلقی می کنه ... اما با توجه به این که منابع خبری من از اون موقع تا حالا هیچ تغییری نکرده فکر می کنم این خطری که الان صحبتش هست کمی جدی تر باشه .
هر وقت به حمله ی احتمالی علیه ایران فکر می کنم ته دلم بدم نمی آد که این اتفاق بیفته و یکی پوز این ها رو به خاک بماله . راستش وقتی ملتی اراده ی تحمیل خواسته هاشو به دولتش نداشته باشه ، وقتی حضور اعتراض آمیز علیه حکومت در خیابان جوابش کتک و زندان و مرگه کدوم آدم منتقدی بدش می آد که یه گنده لاتی پیدا شه و جوجه لات ها رو سر جاشون بنشونه . البته در صورتی که حمله منجر به سقوط رژیم بشه نه این که چهارتا بمب بندازن و فضا رو برای اقتدار گراهای نظامی-امنیتی بیش تر فراهم کنند .
اما حالا که به نظر این خطر نزدیک تر می آد و از حرفها بوی خون می آد ، آدم می ترسه . مسوول بنیاد فلان و ارزشهای دفاع مقدس گفته : ۳۲۰ هزار قبر در استان های مرزی برای سربازان دشمن که به هلاکت می رسند آماده خواهد شد . آدم تنش می لرزه از جنگ و از چنین کشت و کشتاری که در پرسپکتیو زمانی هست . جنگ نفرت انگیزه . واقعن . همونجوری که دیکتاتوری و شکنجه .
باید امیدوار بود. |